السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

594

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

و امّا در باب « كوثربن‌حكيم » در « الضعفاء و المتروكين » نوشته‌ى بخارى آمده است : « نافع درباره كوثربن حكيم مىگويد : « حديث او منكر است » و در « ضعفاء و متروكين » نوشته‌ى نسائى آمده است : « حديثش متروك و رها شده است . » و ذهبى گويد : « ابوزرعة گويد : ضعيف است . و ابن‌معين گفت : چيزى نيست و احمدبن‌حنبل گفت : حديث‌هايش باطل است و ارزشى ندارد و دارقطنى و غير او گفته‌اند : ترك شده است . » « 1 » و ذهبى گويد : حديثش را ترك كردند ، داراى عجائبى است . » « 2 » نقل ديگرى از ابن‌عمر سيوطى اين حديث ساختگى را از مسند ابويعلى موصلى از ابن‌عمر نقل كرده و گفته است : « رؤوفترين امّتم به امّتم ابوبكر و شديدترين آنان در دين خداوند عمر و راست‌گوترين آنان در حيا عثمان ، و داورترين آنان على و عاملترين آنان به واجبات زيدبن‌ثابت و بهترين قارى آنها أُبىّ و داناترين آنان به حلال و حرام معاذ مىباشد ، آگاه باشيد كه هر امّتى را امينى است و امين اين امّت أبوعبيدةبن‌جرّاح . ع از ابن‌عمر . » « 3 » نگاهى به سندش تفصيل نيست ، چون حافظ سخاوى و علّامه مناوى هر دو دقيقاً نص دارند كه به زودى خواهى شنيد بر اين كه حديث از طريق ابن‌بيلمانى از پدرش رسيده كه هر دو از درجه‌ى اعتبار ساقط هستند ؛ امّا درباره محمّدبن عبدالرّحمان بيلمانى ، بخارى گويد : « محمّدبن عبدالرّحمان بيلمانى از پدرش نقل كرده ، كه حديثش منكر است و حميدى درباره‌اش اشكال مىكرد . » و نسائى گويد : « منكر الحديث » است . « 4 » و در نيازى به مراجعه به مسند « ابىيعلى » براى آگاهى از رجال اين سند به طور

--> ( 1 ) . ميزان‌الإعتدال 3 / 416 . ( 2 ) . المغنى في الضعفاء 2 / 534 . ( 3 ) . الجامع الصغير بشرح المناوى 1 / 459 . ( 4 ) . « الضعفاء و المتروكين » به « المجموع » نگاه كنيد / 250 .